هاپو!

تربچه به همه چیز میگه هاپو! حتا بعضی وقتا به آقای سکرت میگه هاپو!

پوری و تربچه داشتن با هم دیگه بازی میکردن که تربچه پاشو کرده بود توی یه کفش که میخواد با هاپو ها (ماهی ها) بازی کنه

جاسوس هم تنگ ماهی رو گذاشت جلوشون

پوری طوری به ماهیا نگاه میکرد انگار تا حالا ماهی ندیده

یهو خم شد, هاپو (ماهی) رو برداشت و اول یکم فشارش داد , میخواست بکندش توی دهنش دیگه هممون جیغ و داد کردیم که بندازش زمین اونم اطاعت امر کرد و هاپو (ماهی) رو پرت کرد پشت مبل!
حالا تو اون اوضاع ماهیه هی بالا و پایین میپرید و چون ما هممون از ماهی میترسیدیم هیشکی نرفت نجاتش بده که یهو آقای سکرت مثل چی پرید و مبلو کشید جلو و ماهیو انداختش توی تنگ!
یه نفسی کشیدیم!
امان از این پوری با این شیطنت هاش!

/ 3 نظر / 47 بازدید
نازنین

خیلی کار خوبی کردی ازت ممنونم

نازنین

موقت حذفش کرده بودی؟ اسم خودمو دیدم شاخ در آوردم

nazanin

تو پست نمي خوام بزرگ شم تو اين جمله (از همه ی آدمای نت (به جز چن نفر معدودی) بدم میاد... همشون یجورایی قایم شدن , پشت واقعیت هاشون , و اون چیزی رو میگن که ما دوست داریم بشنویم , نه اونچیزی که واقعا هستن)من كه جز اين چند نفر نيستم ؟